اتمام کتاب آیدا عشق الهی

چالش کتابخوانی شاهین کلانتری و تمام کردن کتابِ آیدا عشق الهی


استاد کلانتری فعالیتش را متوقف نکرده و درست است که در شبکه‌های مجازی ایرانی حاضر نیست، ولی در سایت خود مشغول است و هر روز وبینار برگزار می‌کند و در بخشِ بخوانیم هم کتاب و فیلم معرفی می‌کند.

در آخرین وبیناری که من توانستم شرکت کنم قرار شد هر دو روز یکبار یک کتابی را بخوانیم و تمام کنیم و به هم گزارش کنیم. با اینکه کتابِ آیدا عشق الهی را از دی‌ماه شروع کرده بودم ولی هنوز تمام نکرده بودم ولی کتابِ پرسش‌گری سقراطی را شروع کردم. فردایش هم خواندم. پس‌فردایش که دیروز بود دیدم هنوز کتاب نصف نشده، برگشتم به ادامه‌ی خواندن کتابِ آیدا عشق الهی و آن را خواندم و غروب دیروز تمام کردم.

«آیدا عشق الهی» با عنوان دومِ «در مسیر کمال از پیچ و خم‌های رنج و ابتلا» روایتی شگفت‌انگیز از ایستادگی و امید به زندکی آیدا الهی است. کتاب سه بخش  و پانزده فصل دارد. در بخش خام بُدم، تصادف و چالش‌های بستری شدن و قطع نخاع شدنش را می‌خوانیم. در بخش پخته شدم با تلاش‌های آیدا برای پذیرش شرایطش و ساختن خود همراه می‌شویم. در بخش سوختم شاهد پر کشیدن فرشته‌های نگهبان آیدا هستیم.

این توصیه‌ی آیدا به درمانگران و پزشکان خیلی به دلم نشست: «از کتاب‌ها، عکس‌ها و آزمایش‌ها بیایید بیرون. بیمار از گوشت و خون است، نه کاغذ!»

این جمله‌های آیدا در مصاحبه‌ی آزمون دکترای رشته‌ی ادبیات انگلیسی هم یک‌جوری با ادبیات مرتبط بود:

«مصاحبه مربوط به رشته‌ی ادبیات انگلیسی بود و من پاسخ هیچ یک از سؤالات تخصصی را نمی‌دانستم. وقتی از دانشم در رشته‌ی ادبیات ناامید شدند، یکی از استادان سؤالی مرتبط با رشته‌ی خودم و درمورد مدل‌های ترجمه پرسید، اینکه کتاب‌هایم را بر اساس چه مدلی ترجمه کرده بودم. خدای من، هیچ مدلی! ترجمه از نظر من مدل‌پذیر نبود. ترجمه شامل درک درست متن اصلی و انتقال آن به متن مقصد با انتخاب بهترین واژه‌ها و با تطبیق هر چه بیشتر آن با متن اصلی است. مترجم تقلیدگر نیست که مدلی را الگوی خود قرار دهد. بلکه ترجمهْ آفرینش مجدد یک کتاب، و مترجم، خالق دوباره‌ی متن در زبان مقصد است. در هر صورت، این سؤال را هم بی‌پاسخ گذاشتم و فقط به گفتن اینکه مدل خاصی به کار نبرده‌ام بسنده کردم.

وقتی آن استاد از من پرسید چرا می‌خواهم ادبیات بخوانم، با پیش‌بینی این سؤال پاسخی از قبل آماده داشتم و به راحتی به زبان انگلیسی گفتم که آشنایی با ادبیات برای پیشرفتم در ترجمه اهمیت دارد. اما او نیز عقیده داشت که دکترا مقطع خوبی برای ورود به شاخه‌ی ادبیات نیست و گفت اگر می‌خواهم ادبیات انگلیسی بخوانم بهتر است دوباره از کارشناسی ارشد شروع کنم.»

در نهایت آرزوی رسیدن آیدا به وادی نور را برایش دارم که خود نوشته است: «امید دارم در این مسیر، با نیرویی که از یاد پدر و مادر می‌گیرم، حتی اگر زخمی و از پای افتاده، سینه خیزان خودم را تا وادی نور پیش ببرم.»

لینک کتاب در سایت مهراندیش:

mehrandishbooks.com/product/آیدا-عشق-الهی/

لینک کتاب در فیدیبو:

fidibo.com/book/182313-آیدا-عشق-الهی

2 دیدگاه ها

  • سلام و عرض ارادت. امیدوارم حالتان خوب باشد خانم قهرمانی عزیز.. اول که خیلی خوشحالم از اینکه برای اولین بار سعادت گفتگو با شما را دارم..
    .
    خانم الهی.. من اولین بار سال 97 که عمل تراکستومی کردم و برام نا آشنا بود آیدا خانم کمکم کرد. همون موقع بود که با ایشون آشنا شدم آن موقع ایشون وبلاگ داشتن و وبلاگ جامعی هم بود بعدا نمیدونم چی شد و فعالیت خانم الهی در اینستاگرام و تلگرام ادامه پیدا کرد.
    .
    اون رو اینجا دیدم خوشحال شدم.

    و سعادت آشنای با شما را از وبلاگ استاد کلانتری داشتم، سال 1402..
    راستی چند وقت پیش توی سایت دولت بهار شمارو دیدم… زنده باد زندگی

    موفق و پایدار باشید خانم قهرمانی

    • سلام آقا کیوان. عید قربانتان پیشاپیش میارک. چقدر منو می‌شناسید؟ تازگی‌ها از آیدا جان خبر دارید؟ من تلگرامم رو حذف کردم و ازش خبر ندارم .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *