بسم الله الرحمن الرحیم
| شماره ردیف | شماره آیه- نام سوره – شماره سوره | عین کلمهء موضوع به کار رفته در آیه | شمارهء آیهء ابتدای سیاق
شمارهءآیهء انتهای سیاق |
تعداد آیات هر سیاق |
| 2 | 2 – اعلی – 87 | فسوی | 1-19 | 19 |
ردیف 2: 2 – اعلی – 87
الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى
- این جمله وصفی برای «اسم ربّک» در آیهی ۱ است؛ یعنی پروردگارت را تسبیح کن، همان کسی که: خلق کرد ( اشاره به اصل وجودبخشی.) فسوى (نه فقط آفرید، بلکه آراست، تنظیم کرد، متعادل و سامانمند ساخت.)
- «فَسَوّى» نشاندهندهی ادامهی منطقی خلقت است. خداوند نه صرفاً آفرید، بلکه آن را به کمال تناسب رساند.
- پس «تسویه» در اینجا یعنی آفرینش هم در آفرینش جهان، هم انسان دارای طرح، نظم، و هدف است.
آیات بعد:
وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى ٣ وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى ٤ فَجَعَلَهُ غُثَاءً أَحْوَى ٥ سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَى ٦ إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى ٧ وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى ٨ فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرَى ٩ سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشَى ١٠ وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى ١١ الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى ١٢ ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَا ١٣ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى ١٤ وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى ١٥ بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ١٦ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى ١٧ إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى ١٨ صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى ١٩﴾
- بعد از خلق و تسویه، تقدیر (برنامهریزی) و هدایت (راهنمایی بر اساس آن برنامه) میآید (آیهی 3). یعنی خلقت، تسویه، تقدیر و هدایت یک روند کامل تربیتی و آفرینشی را شکل میدهند.
- آیات 4 و 5 نشان میدهند که خدا در طبیعت نیز نظم، تغذیه، رشد (وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى) و حتی کهنگی (فَجَعَلَهُ غُثَاءً أَحْوَى) را تدبیر کرده. پس «تسویه» نه فقط در آفرینش نفس، بلکه در چرخهی طبیعت هم جاری است.
- در آیات 6 تا 8 از حوزهی طبیعت و خلقت وارد حوزهی وحی و تعلیم میشویم. یعنی همان خدایی که خلق و تسویه کرد، همان است که وحی را با دقت تنظیم و حفظ میکند.
- آیات 9 تا 13 دعوت به یادآوری هدایت خداست. در ادامهی “تسویه” که انسان را دارای ظرفیت فهم و پذیرش میسازد، پیامبر موظف به یادآوری این حقیقت است.
- آیات 14 تا 19 نتیجهگیری اخلاقی آیات قبل است. کسی رستگار است که این ظرفیت «تسویهشده» را تزکیه و فعلیت دهد، و کسی که پشت میکند و ترجیح میدهد دنیا را برگزیند، از این مسیر فاصله میگیرد.
آیهی قبل
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى
- حالا روشنتر میشود که چرا باید نام پروردگار برتر را تسبیح کرد: چون او خلق میکند، به سامان میآورد (فسوی)، هدایت میکند، وحی نازل میکند، و نهایتاً راه سعادت را نشان میدهد.
- یعنی تسبیح نه فقط ذکر زبانی، بلکه ادراک عمیق از نظام خلقت و مسئولیت انسان است.
- فَسَوَّى در آیه ۲ نشاندهندهی نظمبخشی، تناسب، آمادگی انسان و جهان برای هدایت است.
- در ارتباط با آیات بعد، خدا نه فقط خالق، بلکه مربی و هدایتگرِ همهی نظام هستی است .
- نتیجهی اخلاقی: اگر تسویهشدگی در انسان فعلیت نیابد (تزکیه نشود)، نتیجهاش خسران است
بررسی ارتباط آیهی 2 سورهی اعلی با رویکردهای روانشناختی، با توجه به تدبر در آیات این سوره.
خلاصه تدبر سوره اعلی (آیه ۲ و سیاقش)
خداوند معرفی میشود بهعنوان:
- خالق و سامانبخش (فسوّى) ← نظم در آفرینش
- تقدیرکننده و هدایتگر ← طرح و برنامه برای رشد
- یادآور نعمت تعلیم و حفاظت از فراموشی (آیات ۶–۸)
- یادآوری کنندهی فرصت تزکیه نفس، پذیرش پند، و فلاح (آیات ۹–۱۴)
- هشدار درباره ترجیح دنیا بر آخرت (آیات ۱۵–۱۷)
- تأکید بر ثبات پیامهای وحی در کتب آسمانی (۱۸–۱۹)
تطبیق با رویکردهای روانشناسی:
الف) رویکرد گشتالت درمانی
مفاهیم کلیدی:
- کلنگری (Whole experience):
«فَسَوَّى»: اشاره به ساختار کلی، منسجم و هدفمند مخلوق. یعنی خداوند انسان را نه بهعنوان جمعی از اجزاء، بلکه بهصورت کل هماهنگشده آفرید. این دقیقاً همراستا با نگاه گشتالت به انسان است که هر پدیده باید در کل تجربه زیسته شود.
- تنظیم و تعادل (balance/integration) :
تسویه در این آیه ناظر به تعادل میان اجزای انسان یا طبیعت است. در گشتالت، سلامت روان یعنی اجزاء (فکر، احساس، رفتار) در همآهنگی کامل هستند و در تعامل با محیط شکل میگیرند. وقتی خدا “فَسَوَّى” را در کنار “خَلَقَ” و “قَدَّرَ فَهَدَى” میآورد، یعنی آفرینش بدون تنظیم و هماهنگی معنا ندارد.
- آگاهی در لحظه / عملکرد در اکنون (here & now)
سورهی اعلی سراسر دعوت به توجه آگاهانه است: «فذکر إن نفعت الذکرى. یَتَذَکَّرُ مَن یَخْشَى». یعنی کسی از این نظم و هدایت بهرهمند میشود که در لحظه، با حضور ذهنی، بیدار باشد. درمان گشتالت هم دقیقاً میخواهد فرد را از گذشته/آینده به اکنون بکشاند و به او یادآور شود که کیست و چرا اینجاست.
- نقص در تجربه (unfinished business):
کسانی که «تُؤثِرونَ الحیوة الدنیا» دارند، مسیر رشد را ناقص گذاشتهاند. بهجای ادغام تجربههای معنوی، در سطح مادی متوقف شدهاند. این همان پدیدهی ناتمام در گشتالت است. وقتی فرد رشد روانی و معنوی خودش را ناتمام رها کند، دچار گسست تجربه میشود.
- مسئولیت و بازسازی تجربه:
در سوره آمده: «قد أفلح من تزکی». یعنی انسان باید خودش دست به پاکسازی درون بزند. در گشتالت هم درمانگر فقط تسهیلگر است؛ خود فرد باید مسئول تجربههایش باشد و آنها را بازسازی کند.
نتیجه: آیهی ۲ سورهی اعلی («خَلَقَ فَسَوَّى») با ساختار کل سوره و آموزههای روانشناسی گشتالتدرمانی کاملاً همراستا است.خداوند انسان را متوازن، هماهنگ و آمادهی آگاهی آفرید؛ اما رشد و انسجام نهایی، با اختیار و تزکیهی خود او ممکن است.
ب) روانشناسی انسانگرا (Humanistic)
مفاهیم کلیدی:
- خودشکوفایی، رشد درونی، احترام به انسان، گرایش ذاتی به خیر
ارتباط:
- آیهی “خَلَقَ فَسَوّى” یعنی: انسان و هستی به گونهای متوازن و هدفمند آفریده شدهاند.
- آیهی “قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى” یعنی: انسان قابلیت رشد اخلاقی، پاکی و فلاح درونی دارد.
- یادآوری نعمتهای طبیعی (مرعى، غثاء) به عنوان بستری برای رشد انسانی
نتیجه: پیوند قوی – انسان موجودی شریف و رو به رشد است.
ج) روانشناسی وجودی (Existential)
مفاهیم کلیدی:
- اختیار، معنا، مسئولیت، تصمیمگیری در موقعیتهای حیاتی
ارتباط:
- “قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى… وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّى” ← انسان باید خودش مسیر را برگزیند
- در برابرش: “بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا” ← انتخاب نادرست
- “فَسَوَّى” بهمعنای آمادگی ساختاری برای مواجهه با مسئولیت وجودی است
نتیجه: بسیار هماهنگ – انسان مسئول رشد یا انحراف خود است.
د) روانشناسی رشد اخلاقی (کلبرگ)
مفاهیم کلیدی:
- رشد از اخلاق بیرونی (تنبیه/پاداش) به اخلاق درونی (اصول)
ارتباط:
- آیات ۹–۱۴ اشاره دارند به انسانهایی که ذکر خدا و تزکیه را انتخاب میکنند ← اخلاق درونی
- در برابرش کسانی هستند که دنیازدگی را ترجیح میدهند ← در سطح پایینتر رشد اخلاقی
نتیجه: آیات نشانههایی از سطح بالای رشد اخلاقی (تزکیه بر پایهی فهم و ارزش) دارد.
هـ) شناختی-رفتاری (CBT)
مفاهیم کلیدی:
- افکار ← احساسات ←رفتار، انتخاب آگاهانه، آموزش و یادآوری
ارتباط:
- “سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنسَى” ←تأکید بر یادگیری و یادآوری ذهنی
- “فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكرى” ← یادآوری به انسانها، اصلاح شناختهای فراموششده
- “تزکیه” = تغییر درونی رفتار با تغییر بینش و نگرش
نتیجه: بهصورت غیرمستقیم قابل تطبیق است، مخصوصاً در بخشهای مربوط به آموزش و یادآوری
و) روانشناسی اسلامی (بومیشده)
مفاهیم کلیدی:
- فطرت، نفس، هدایت، تزکیه، رابطه با خدا
ارتباط:
- سوره اعلی مثل نقشهی رشد روانی انسان است:
خلق ← تسویه ← هدایت ← تزکیه ← رستگاری یا سقوط
- پیامبر آموزش میبیند تا دیگران را به یاد خدا بیاورد، نه تحمیل
نتیجه: ارتباط بسیار قوی؛ این سوره خودش ساختار یک مدل روانشناسی رشد معنوی و اخلاقی رو دارد.
مطالب مرتبط:
سروسامان دادن (سوی) در قرآن و مقایسه با رویکردهای روانشناختی
سروسامان دادن (سوی) در سورۀ شمس و مقایسه با رویکردهای روانشناختی

بدون دیدگاه