84

آفرینش

پارچه را روی زمین می اندازد، آن طور که دست مادرش دیده برش می زند و بعد می دوزد. تویش را با کهنه پارچه پر ... ادامه مطلب
83

دزد حراف

مرد از روستا کله سحر راه می افتد و خودش را به شهر می رساند. در ورودی بازار خودش را به قهوه خانه می رساند ... ادامه مطلب