من و دوستانم؛ این قسمت: مونا مزراعی


سلام دوستان عزیز قبل از صحبت در مورد مونا خانم لطفا با من در مورد یک موضوع دیگر همراه شوید.

چند وقت پیش دوستی توی استوری اش این سوال را طراحی کرده بود: “داشتن حس رضایت از خود، از خدا، از خودش، از همسایه، از…. رو در چه چیزی می بینی؟”

در جواب  نوشتم: “رفیق بودن با خدا، بقیه اش رو خود خدا حل می کنه”

نوشت: “خدا عبد می خواد ، رفاقت باهاش دردناکه ”

 

این دوست  که رفاقت با  خدا را دردناک می دانست، داشت به “هرکه در این جام مقرب است جام بلا می دهند “فکر می کرد.

اما من لبخند مهدیه، مونا، آیدا، کوثر و….. جلوی چشمانم  می  آمد و توی ذهنم هی چرخ می خورد: “که اینها اگه درد دارند چرا حالشون خوبه؟  چرا اکثرن لبخند رو لباشون هست؟ ”

“نه  خداجان…. ما و درد؟…. مگه می شه تو کنارمون نباشی و ما بتونیم زیر بار این دردها طاقت بیاریم؟”

“نه نمیشه، خداجون خودتی که درد می کشی و درد رو تحمل می کنی”

“مگه تو از رگ گردن بهمون نزدیک تر نیستی….”

 

در این نوشته اینجانب از چند تا دوست درد کشیده ولی لبخند به لب گفتم که  از  آیدا خانم، مهدیه خانم تو پستهای قبلی صحبت کردم. اما مونا خانم رو نمی دونم چه جوری پیداش کردم و آیا آشنایی ام به رادیو توانی ها ارتباط دارد یا نه؟ ولی خوشحالم که خداجان مونا جان را نشانم  داد.

آدرس پیج مونا جان هنرمند این است :

https://instagram.com/monamaz1367?utm_medium=copy_link

پیشنهاد می کنم پیج شان را فالو کنید.

تک تک های لایت هایشان جالب است.

برای من از همه قشنگتر های لایتهای سفرشان هست.

برایم بسیار زیبا بود که دوست من با وجود آسیب نخاعی شدیدش تنهایی سفر اربعین و آلمان رفته….

موناجان من به داشتن دوستی مانند تو افتخار می کنم …..

 

#تمرین_نویسندگی

#دوستان_جانی

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *