من و دوستانم، این قسمت: آیدا الهی


یکی از نعمتهای دنیای مجازی آشنا شدن با دوستای توانمند دردمندم بود مثل دوستان رادیو توان و خانم رستگار، مثل مونا خانم که باعث آشنایی من با دوستان دیگه ای شد مثل کوثر خانم، و آیدا خانم _که سر فرصتهای بعدی  تک تک این دوستان را معرفی خواهم کرد ان شاالله اگر طراحان طرح صیانت بگذارند! (آدم شو ای مجلس انقلابی 😉).

امروز ظهر (۲۲ مهر ۱۴۰۰) که از سرکار برگشتم تو پله ها سه تا کتاب دیدم، چشمام برق زد و خوشحال شدم. چقدر زود به دستم رسیدند همین دیروز بود که انتشارات مهر اندیش بهم خبر داد که کتابها پست شدن.

اما لیست کتابهای رسیده:

همیشه با تو سخن گفته ام : گزیده سروده های هاشم الهی (خدا بیامرزدشون فاتحه ای بخونیم) به کوشش آیدا الهی

اعترافات یک مادر نوشته کلی ریمر ترجمه آیدا الهی

داستان عشقی ناگفته  کن و جانی ایرکسون تادا نوشته لری لیبی ترجمه آیدا الهی

آیدا الهی دهه شصتیه که سال ۱۳۸۳ تو یه تصادف و بعدش مشکلاتی که تو بخش و ای سی یو براش پیش می اد  دچار آسیب شدید نخاعی میشه. سال ۱۳۸۸ با تحصیل تو رشته مترجمی زبان مجدد تحصیلات  دانشگاهی خودش رو شروع کرد … و حالا کارشناسی ارشد مطالعات ترجمه رو به پایان رسونده

اما تو فیدیبو داستان تجارب آیدا از روزهای بستری شدنش و برخوردهای خوب و بدی که باهاش شده رو خوندم به عنوان “به بیمار خود گوش فرا دهید” که به دوستان ، همکاران  دانشجویان عزیزم خوندنش رو پیشنهاد می کنم.

در آخر برا آیدا خانم الهی آرزوی موفقیت دارم.

آیدا جان خوشحالم که باهاتون آشنا شدم.

 

اینم آدرس پیج آیدا خانم الهی

https://instagram.com/ida.elahi?utm_medium=copy_link

 

پ .ن 1: من عکس خندان خانم آیدا رو از کانال تلگرامی شون به آدرس زیر برداشتم:

https://t.me/aidaweblogspecial

پ.ن2: من این پست رو تو پیجم تو اینستاگرام  (bidemajnoon7) هم منتشر کردم و مونا جان نوشت: کتابهای آیدا رو بهتر بود با “داستانی فراموش ناشدنی” شروع می کردین ، 😍 اون کتاب اولشون 😍 خیلی خیلی خیلی شیرینه، شاید هم خوندینش 😍

#تمرین_نویسندگی

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *