در ادامه بحث به بررسی مختصر و پاسخ اجمالی  به این سوال می پردازیم:

آیا به این جمله “هر کسی که متفاوت از یک جمع گرفتار بیندیشد یک فرد آزاد است” در روانشناسی و منابع دینی هم پرداخته شده است؟ تحت چه عناوینی ؟

روانشناسی اجتماعی  عبارت است از بررسی چگونگی ادراک، تفکر و احساس آدمیان درباره جهان اجتماعی خود و چگونگی تعامل و تاثیرگزاری آنها بریکدیگر. بر اساس این مقدمه رفتار انسان تابعی است از هم شخص و هم موقعیت هر دو. روانشناسان اجتماعی بر نقش موقعیت، و اهمیت تعبیر و تفسیر شخص از موقعیت در تعیین رفتار اجتماعی تاکید می ورزند.

روانشناسی اجتماعی از یک سو با چگونگی تفکر و احساس مردم در باره جهان اجتماعی آنان – یعنی شناختهای اجتماعی و عواطف اجتماعی آنان سرو کار دارد. از سوی دیگر با چگونگی تعامل و نفوذ مردم در یکدیگر کار دارد.

برای بیشتر مردم اصطلاح نفوذ اجتماعی به معنای تلاش مستقیم و عمدی برای تغییر دادن باورها، نگرشها یا رفتارهای دیگران است. در برابر این قبیل نفوذهای اجتماعی، آدمی به شیوه های متفاوتی پاسخ می دهد. در متابعت compliance از درخواستهای نفوذ کنندگان پیروی می کنیم، اما الزاما باورها و نگرشهای خود را تغییر نمی دهیم. در موارد دیگر قانع می شویم که نفوذ کننده درست می گوید و باورها و نگرشهای خود را نیز تغییر می دهیم. که این عمل درونی سازی internalization نام می گیرد. در بعضی موارد نیز در برابر نفوذ مقاومت می کنیم و احتمالا حتی طغیان علنی نشان می دهیم.

اما بسیاری از صورتهای نفوذ اجتماعی غیر مستقیم و غیر عمدی است. مثلا صرف بودن با دیگران می تواند به شیوه های گوناگونی ما را تحت تاثیر قرار دهد. حتی وقتی تنها هستیم، همچنان تحت نفوذ هنجارهای اجتماعی social norms  قرار داریم یعنی تحت نفوذ قواعد و انتظارات ناآشکاری که به ما دیکته می کنند که چگونه باید فکر کنیم و چگونه باید رفتار کنیم؛ دامنه ی این قواعد نا آشکار از مطالب پیش افتاده و سطحی تا قواعد عمیق و جدی گسترده است. متابعت از دستور یا تقاضا اغلب بستگی به تبعیت ناخودآگاه از هنجارهای اجتماعی دارد.

تعامل اجتماعی و نفوذ اجتماعی محور زندگی اجتماعی آدمی است. همکاری، نوعدوستی و عشق همگی شامل تعامل و نفوذ اجتماعی هستند. اما مسائل اجتماعی عملی از نظر تاریخی روانشناسان اجتماعی را بر آن داشته اند تا بیشتر توجه خود را روی اثرات منفی نفوذ اجتماعی متمرکز کنند.

با توجه به آنچه گذشت وقتی فردی متفاوت از جمع گرفتار می اندیشد سعی می کند تحت نفوذ قواعد و انتظارات ناآشکار جمع قرار نگیرد و آزاد از این جمع گرفتار بیندیشد.

ادامه دارد

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *