جستار نویسی- قسمت هفتم

در ادامه بحث در مورد این جمله “هر کسی که متفاوت از یک جمع گرفتار بیندیشد یک فرد آزاد است” از لوکزامبورگ در روانشناسی امشب (16 مهر)  به مثالهای دیگری از آثار حضور در اجتماع بر رفتار فرد می پردازیم.

فردیت زدایی deindividuation  (  نافردی شدن)

لوبون در کتاب خود تحت عنوان جماعت the crowd گله کرد که “جماعت همواره از نظر عقلی پست تر از فرد به تنهایی است…. شخص در میان توده، موجودی متلون و ساده لوح و بی تحمل است و خشونت و درنده خویی  موجودات ابتدایی را نشان می دهد. .. زنان، کودکان، وحشی ها و افراد طبقات پایین …. تحت تاثیر نخاع شوکی عمل می کنند”.  همتای نوین نظریه او اصطلاح نافردی شدن است. این احساس که فرد هویت شخصی خود را از دست داده  و به صورتی گمنام در گروه حل شده اند.

زنان نافردی شده (روپوش گشاد آزمایشگاهی بر تن و کلاههایی بر سر که چهره شان را می پوشاند) دو برابر زنان فردی شده به یادگیرنده ضربه برقی وارد کرده اند.

در مراسم شب اولیا کودکانی که در قالب گروه بودند یا آنهایی که گمنام مانده بودند آب نبات بیشتری نسبت به کودکانی که تنها به قاشق زنی آمده یا نام خود را گفته بودند، برداشته برداشته بودند.

البته تکرار آزمایشها با انواع لباسها نشان داد که گمنامی الزاما منجر به افزایش پرخاشگری نمی شود.

#تمرین_نویسندگی

 

ادامه دارد….

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *